كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
345
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
حَقِيقٌ سزاوارم به رسالت يا بهآنكه تصديق من كنى و مستقر و راسخم عَلى أَنْ لا أَقُولَ بر آنكه نهگويم عَلَى اللَّهِ بر خدا إِلَّا الْحَقَّ مگر سخن راست قَدْ جِئْتُكُمْ به درستى كه آمدهام بشما بِبَيِّنَةٍ بحجتى روشن مِنْ رَبِّكُمْ از پروردگار شما يا آوردهام معجزه پيدا و هويدا كه بر صحت رسالت من گواه است فَأَرْسِلْ پس بفرست مَعِيَ با من بَنِي إِسْرائِيلَ فرزندان يعقوب را و دست از استخدام ايشان كوتاه كن تا بارض مقدسه كه موطن آباء ايشان بوده بازگردند آوردهاند كه فرعون بنى اسرائيل را به بندگى مىگرفت و سبب آن بود كه چون يعقوب ع با اولاد و احفاد خود بمصر آمده همانجا قرار گرفتند و نسل ايشان بسيار شده و يعقوب ع و يوسف ع با برادران درگذشتند و ملك ريان كه فرعون زمان يوسف ع بوده بمرد پسرش مصعب بنى اسرائيل را حرمت مىداشت و متعرض ايشان نمىشد چون او بمرد وليد كه فرعون زمان موسى ع بود بر تخت سلطنت نشست و زبان به لاف انا ربكم الاعلى بركشاد و بنى اسرائيل دعوى او را قبول نهكردند او گفت پدران شما بندگان درم خريده كسان ما بودهاند شما بندهزادگان مائيد پس ايشان را به بندگى گرفت تا وقتى كه موسى ع مبعوث شده و گفت اى فرعون دست از بنى اسرائيل بدار تا به اوطان آباى خويش بروند قالَ گفت فرعون إِنْ كُنْتَ اگر هستى تو كه در دعوى خود جِئْتَ بِآيَةٍ آورده معجزه و حجتى فَأْتِ بِها پس بيار آن را إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر هستى از راستگويان بنما معجزه خود را فَأَلْقى عَصاهُ پس بيفگند موسى ع عصا را از دست خود فَإِذا هِيَ پس ناگاه آن عصا بعد از القاء ثُعْبانٌ مُبِينٌ اژدهاى شد ظاهر الامر كه هيچكس را شك نمانده در ان كه آن اژدها نيست در روايت آمده كه آن عصا اژدها شد دهن گشاده ، ما بين لحيين او هشتاد ذراع بود و فك اسفل به زمين نهاد و فك اعلى بر كنگره قصر فرعون و روى بجانب تخت او آورده ملازمان بارگاه به هزيمت رفتند و فرعون نيز بگريخت و در ازدحام خلايق بهنگام فرار بست و پنج هزار آدمى هلاك شدند و فرعون نعره زد كه اى موسى ع سوگند مىدهم ترا بدان خدائى كه فرستاده اوئى كه عصاى خود را بگير كه من به تو ايمان مىآرم و بنى اسرائيل را به تو مىگذارم موسى قفاى ثعبان را گرفت همان عصا شد فرعون آمده باز بر سرير خود نشست و گفت هيچ معجزه ديگر دارى موسى ع گفت آرى پس دست راست به گريبان به زير بغل چپ درآورده وَ نَزَعَ يَدَهُ و بيرون كشيد دست خود را فَإِذا هِيَ پس ناگاه بود دست او بَيْضاءُ سفيدى كه بياض او در غايت سفيدى بود و كمال نورانيت لِلنَّاظِرِينَ مر نگرندگان و نظارهكنندگان را آوردهاند كه موسى ع مردى گندمگون بوده چون دست در گريبان كشيدى و بيرون آوردى نورانيت آن به مثابه بودى كه شعاعش بر نور آفتاب غلبه كردى در مدارك آورده كه موسى ع دست راست خود بفرعون نمود و بعد از ان در گريبان كرد و بيرون آورد بيضا نورانى كه ميان آسمان و زمين را روشن ساخت و باز به گريبان برد و بيرون آورد به همان حالت اول شد القصه فرعون بعد از مشاهده اين دو معجزه اشراف قوم را طلبيد در باب موسى ع به ايشان مشاورت كرد قالَ الْمَلَأُ گفتند بزرگان مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ از گروه فرعون إِنَّ هذا به درستى كه اين موسى ع لَساحِرٌ هر آئينه جادوگرى است عَلِيمٌ دانا بفن سحر و ماهر دران كه چوب را اژدها مىسازد و دست گندمگون را يد بيضا بيرون مىآرد .